ابراهيم عاملي ( موثق )

408

تفسير عاملي ( فارسي )

و در جاى آن مناره‌اى بسازند من بر آن مناره اذان نخواهم گفت . حسين واعظ كاشفى نوشته است : ترا رحمان همىگويد كه اى مؤمن مخور باده ترا ترسا همىگويد كه در صفرا مخور حلوا نمىمانى ز ناپاكى براى گفته‌ى رحمان بمانى شهد و شكر را براى گفته‌ى ترسا . و از بعضى ياران پيغمبر روايت شده است : آنكه دخترش را به شرابخوار بهمسرى بدهد مانند آن است كه او را ببزهكارى داده است . روح البيان : يك شرابى است كه روح آدمى را مست مىكند و آن شراب و إرادات و مسرّتهاى قلبى عارف است كه از تجلَّى صفات حقّ بوسيله‌ى آن ساقى كه چشم حقيقت بين است به او ميرسد و اين موقع است كه هوسهاى شيطانى در روح عارف كشته مىشود چونكه از قوّت ايمان و كمال توحيد مستى در دل او توليد مىشود كه مجال براى انديشه‌ى ديگر و هواى ديگر نمىماند . مثنوى : ما اگر قلاش اگر ديوانه‌ايم مست آن ساقى و آن پيمانه‌ايم مست مى هشيار نبود در نشور مست حقّ نايد به خود در نفخ صور جرعه‌اى چون ريخت ساقى الست بر سر اين خاك شد هر ذرّه مست جوش كرد آن خاك ما زان جوششيم جرعه‌اى ديگر كه بس بىكوششيم عبده : مورّخين نوشته‌اند : روزى كه شراب در مدينه حرام شد نوشابه‌ى آنها فقط نبيذ بود كه از خرماى نيمرس خشك مىساختند و اوّل حكم باحتراز از شراب حكم باحتراز از اين نوشابه بود . طنطاوى : علَّامه‌ى انگليسى « بنتام » در كتاب اصول الشّرايع تحت عنوان جرمهاى شخصى نوشته است : شراب در سرزمينهاى شمالى مردم را نادان و ابله مىكند و در سرزمينهاى جنوبى آنها را ديوانه مىكند از اين جهت در مجازات دسته‌ى اوّل كافى است كه آنها را تنبيه كنند براى خوردن شراب ، امّا دسته‌ى دوّم را بايد سخت مجازات كنند كه موجب شرارت ميشوند و بايد سخت از خوردن شراب ممانعت شود و